رضا قليخان هدايت
1056
مجمع الفصحاء ( فارسي )
مثال آنكه ببارد ز آسمان باران * چو قبهقبه شود جوى حرص زاب زلال عجبتر آنكه از آن قبهها برون آيند * بنفشه و گل و نسرين و سرو با پروبال چه جاى سرو و گل بىروان و بىحركت * كه زان نصيب نيابد به غير چشم خيال بصحن سينه چو زيوان دل برون آيند * بعرش و فرش رسد بانك زيور و خلخال رداى احمد مرسل بگير اى عاشق * صلاى عشق شنو هردم از درون بلال بهل مرا كه بگويم عجايبت اى دل * درى گشايم از غيب خلق را به مقال همه چو كوس و چو طبليم دل تهى پيشت * برآوريم فغان چون زنى ز زخم دوال چگونه طبل نپّرد به پرّ كرّمنا * كه باشدش چو تو سلطان زننده و طبّال چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال * خطاب لطف چو شكّر به دو رسد كه تعال و له ايضا طاب ثراه در آب چون نجهد زود ماهى از خشكى * چو بانگ موج بگوشش رسد ز بحر زلال چرا ز صيد نپرّد بسوى سلطان باز * چو بشنود خبر ارجعى ز طبل دوال